كورش كبير

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب


    Top Blog
    وبلاگ برتر در تاپ بلاگر


    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت

    كورش كبير

    كورش كبير

    چاپ این صفحه

    جدیدترین قالبهای بلاگفا


    جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    دست هایی كه كمك میكنند مقدس تر از لب هایی هستند كه دعا میكنند ((( کورش کبیر ))) جملاتی از کوروش کبیر در منشور پرشیا پرشیا سرزمین خیزاب ها ، پروانه ها ، خیزران ها پرشیا خوابگاه بی اضطراب رمه ی آهوان آشیانه ی نور و منزل گاه ماه پرشیا گردشگاه شبانه ی باد و مدینه دانایی من است پناه ایمن پارسیان و بهشت بی پایان آدمی پرشیا پسین گاه خواب و سحرگاه بیداری است رمه هایش بسیار و تندرست خیمه هایش بسیار و بی گزند پرشیا عطرستان ستاره و ریواس با رود های بسیارش كه از كشاله ی شالی ها و پاریاب می گذرند پرشیا زادرود من و پروردگار پاكی هاست ********** ای وارثان پرشیا بر ماست که از این سرزمین پرگهر با تمام وجود نگهبانی و نگهداری کنیم و هر کدام وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهیم . به امید ایرانی آبادتر. - «اگر بخواهید دشمنان خود را خوار كنید، به دوستان خویش نیكی نمایید.» - «باید این درس را نیك آموخت كه خوشی و سعادت انسان به رنج و زحمتی كه درتحصیل آن به كار برده است، بستگی و ارتباط دارد. كار و مرارت، چاشنی خوش‌بختی است. برماست كه با تمام جهد و قوا، اسباب بزرگی و مردانگی را آماده و حفظ كنیم تا آسودگیخاطر كه بهترین و گرامی‌ترین نعمت‌هاست، به دست آید و از غم و محنت‌های سخت، درامان باشیم.» - «به عقیده‌ی من،‌ زمام‌دار باید بر دیگر افراد از این جهتامتیاز و برتری داشته باشد كه نه فقط از زندگی سهل و آسان روگردان، بل كهعاقبت‌اندیش و با تدبیر و پركار باشد.» - «آن كسی تاج سعادت را بر سر داردكه با استعداد كافی، از راه صواب تحصیل مال كند و آن را در راه مقاصد عالی و شریفصرف نماید.» - «جهان‌گیری كار عظیمی است اما جهان‌داری كاری بس عظیم‌تراست. به چنگ آوردن امپراتوری در اثر جسارت و جنگ‌آوری است؛ اما حفاظت آن بدون حزم ودرایت و مراقبت پیوسته، محال است.» - «تاریخ، مكتبی عالی است. در آن خواهیدست هایی كه كمك میكنند مقدس تر از لب هایی هستند كه دعا میكنند ((( کورش کبیر ))) جملاتی از کوروش کبیر در منشور پرشیا پرشیا سرزمین خیزاب ها ، پروانه ها ، خیزران ها پرشیا خوابگاه بی اضطراب رمه ی آهوان آشیانه ی نور و منزل گاه ماه پرشیا گردشگاه شبانه ی باد و مدینه دانایی من است پناه ایمن پارسیان و بهشت بی پایان آدمی پرشیا پسین گاه خواب و سحرگاه بیداری است رمه هایش بسیار و تندرست خیمه هایش بسیار و بی گزند پرشیا عطرستان ستاره و ریواس با رود های بسیارش كه از كشاله ی شالی ها و پاریاب می گذرند پرشیا زادرود من و پروردگار پاكی هاست ********** ای وارثان پرشیا بر ماست که از این سرزمین پرگهر با تمام وجود نگهبانی و نگهداری کنیم و هر کدام وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهیم . به امید ایرانی آبادتر. - «اگر بخواهید دشمنان خود را خوار كنید، به دوستان خویش نیكی نمایید.» - «باید این درس را نیك آموخت كه خوشی و سعادت انسان به رنج و زحمتی كه درتحصیل آن به كار برده است، بستگی و ارتباط دارد. كار و مرارت، چاشنی خوش‌بختی است. برماست كه با تمام جهد و قوا، اسباب بزرگی و مردانگی را آماده و حفظ كنیم تا آسودگیخاطر كه بهترین و گرامی‌ترین نعمت‌هاست، به دست آید و از غم و محنت‌های سخت، درامان باشیم.» - «به عقیده‌ی من،‌ زمام‌دار باید بر دیگر افراد از این جهتامتیاز و برتری داشته باشد كه نه فقط از زندگی سهل و آسان روگردان، بل كهعاقبت‌اندیش و با تدبیر و پركار باشد.» - «آن كسی تاج سعادت را بر سر داردكه با استعداد كافی، از راه صواب تحصیل مال كند و آن را در راه مقاصد عالی و شریفصرف نماید.» - «جهان‌گیری كار عظیمی است اما جهان‌داری كاری بس عظیم‌تراست. به چنگ آوردن امپراتوری در اثر جسارت و جنگ‌آوری است؛ اما حفاظت آن بدون حزم ودرایت و مراقبت پیوسته، محال است.» - «تاریخ، مكتبی عالی است. در آن خواهیددید پدرانی را كه پسران‌شان آنان را دوست می‌داشتند؛ برادرانی را كه به برادران‌شانمهر می‌ورزیدند؛ و نیز خواهید دید كسانی را كه راه‌های دیگری اختیار كرده‌اند. درمیان اینان و آنان،‌ كسانی را سرمشق خود قرار دهید كه راه‌شان را خوب رفته‌اند. اگرچنین كنید، شما عاقل‌اید.» کورش کبیر و همسرش آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد ساخت ، ساخته شد. آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش بزرگ در ایران پایه گذاری کرد. آیا میدانید : بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و به این دلیل که فرعون مصر از ایرانیان عذر خواهی نکرده و به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، کمبوجیه با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد و به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. آیا میدانید : داریوش بزرگ با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند برگذیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد. آیا میدانید : داریوش بزرگ طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بداند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگذین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید). آیا میدانید : داریوش در پاییز و زمستان 518 – 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد. آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بود آزاد کرد بعد از چند هزار سال هنوز رو پان ستونای تخت جمشید دستتون به خاک من نمی رسه دولتای غرب وحشی به ایران اعتقاد دارم من به قد قرآن گربه ی محجوب ما یه ببر غران حروف بسیج شدن همه پشت هم واژه ها نیزه به دست همه پشت من ملحق شو به سپاهم حتی اگه جا نیست کلمات می باره و می شه همه جا خیس هوای آلوده پاک می شه همیشه بعد باران من مبارزم یه فدایی از سر بداران امشب چه سرده یاران ای رهسپاران یه قدری آرام خون ما رو خوردن این کافر دلان به سخره گرفتن از کیش تا مازندران خیال بافی دیگه بسته دیوانه ها این خاک نخواهد افتاد دست بیگانه ها با این چند نفر کردید خسته ایران ما پس جاتون درکه جاهای پست و ویرانه ها نمی تونی ببری یه ذره از خاک ما بر دوش قصد انحراف داره مردی با تمثال ضحاک مار بر دوش ما رو ببین همگی جوون و پیر متحدیم وای بر بوش مردی که به اسم صلح می پاشه بذر نفاق بدون ایرانی ها همه دارن نذر که دفاع کنند از خاکشون همگی به قصد رفاه همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع دیدی ایران منو تو هشت سال نتونستن بگیرن ابر قدرتا دوستی و صلح بابا بهتره نده هدر فرصت ها لشکرت با هر عظمتی جلوی ایران نابوده هر چند نمی خوایم بشه دستامون به کشتن آدمای بی ایمان آلوده خونت، خونت دستامو کثیف کرد حالا وقت شستن دستامه حریف همه سیصد نفرتون یکیه، رستم دستانه چند سال تو تخیلات می بینید که رشد داشتید ایران رو تو تخیلاتتون بگیرید و خوش باشید پای مرز ایران رفت روح آرش کمان دار روییده از نسل چند صد آدم تواندار متعصب تریم مواقع بدها ما آره اینه عواقب جنگ با ما با ایران بازی نکن این راه نجاته بدبخت ما همه ایرانییم ،آریاییست نژاد برتر ضد ضحاک پا می شم من مثه کاوه ی آهنگر همه پشت منن برسه بگوششون فقط کافیه آهنگم مارو بکش، تمدنه که زنده است اما چیزی که می مونه تنفر یه عده است قرن ها می گذره اما گفتار، کردار، پندار که یکدست مونده و سینه سینه رسیده به این نسل من، من کنار وای می ستم ببر ما خودش حاضره چه مردایی واسه این خاک جون دادن خدا خودش ناظره همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع امسال واسه من سال کورش کبیره دشمن ایران کور بشه بمی ره خشایارها این خاک رو با جون و دل حفظش کردن با خون دل قانون مدنی مدیون به کورش ما پس به دشمن ایران بگو کور بشه ها ایرانیا نوشتیم اولین اعلامیه حقوق بشر فیلم شما لعنتیاس دروغ به بشر بدون مجازات داره این کاری که تو کردی سیاستت بود این از فیلم اون از کاریکاتور اگه ایرانیا مسخره کردن دارن پس چرا مسندهای بزرگ دنیا مثه ناسا می چرخن رو دست ما من شنیده بودم مردی با عدد مثله سیصد شما دنیا رو تغییر می ده اما کلی بیشتر از شما چیزی مثه سیصد و سیزده نفر از یاران امام آخر ما خواهند جنگید به نام دین و به نام باور ما یگانه یاور ما دنیا رو می گیره و تغییر می ده اما دیره نمی دونم چرا خدا تو اومدنش تاخیر می ده از اون روز تو پس بترس از ترس بلرز از دست من خستم چه من از قصد می گم من هزار بار هفت هزار سال رفت به تاراج من ایرانیم مثه دماوند محکمم آزاد مردی می خوام اهدافم محترم بگم نمی تونی بگذری از ما در کل به آسانی نابود شی بشکنه، سمبل آزادیت این کافرا اسم ایران رو با این کارشون بردن زیر سؤال اسمشو با سؤال خط زدن، اما بارون میاد می رسه به پاش مطمئن باش پشت داستان سیصد کلکه یادم باشه یه حسابی داریم سیصد طلبت + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:58 توسط دانیال | نظر بدهید آرامگاههای شاهان هخامنشی 1. آرامگاه خشایارشا ( 0445-486 پیش از میلاد) : آرامگاه تکی در دیوارهی زاویهی کوه که نقش برجستهی این آرامگاه ار لحاظ سنگ تراشی از ظرافت خاصی برخوردار است ، زیرا در زمان این شاه هنر هخامنشیان به اوج تکامل خود رسیده بود. 2. آرامگاه داریوش بزرگ (486-522 پیش از میلاد) : نخستین آرامگاه بر دیوارهی روبه رویی کوه در سمت راست. 3. اردشیر اول (424-465 پیش از میلاد): آرامگاه بعدی در سمت چپ آرامگاه داریوش بزرگ مربوط به اردشیر اول است که پس از خشایارشا بر تخت نشست. 4. داریوش دوم (405-424 پیش از میلاد): سومین و آخرین آرامگاه در سمت چپ بر دیوارهی روبرو. نمای جلویی آرامگاهها چه در نقش رستم چه در پارسه (تخت جمشید) ، سه بخش افقی دارد ، بخش بالایی به نمایش یک صحنه از مراسم دینی و درباری اختصاص یافته ، بخش مستطیل شکل میانی به شکل چلیپای بزرگی به تمامی نما داده و ورودی آرامگاه است و بخش پایینی صاف و خالی از نقش است. در بخش بالایی نقش شاه دیده میشود که لباس پارسی به تن دارد که در سمت چپ روی یک سکوی سه پلهای ایستاده است و به شعلهها آتش روبروی خود مینگرد ، در دست چپ کمان گرفته و دست راستش را با کف باز به سوی آتش بلند کرده است. در گوشهی بالا سمت راست ، نشان گردی است با خط منحنی که شاید مظهرخورشید و هلال ماه باشد ، در بالای همان ، نقش انسان بالدار ( فر شاهی به نظریهی شاپور شهبازی) دیده میشود ، و شماری از افسران پارسی و مادی یا بزرگزادگان ایرانی در کنار ایستادهاند. هم شاه و هم آتشدان روی تخت شاهی قرار دارند که نمایندگان 28 کشور تابعه به عنوان تخت رانان آن را روی دستهای خود بلند کردهاند. زادگاه یکایک تخت رانان بر مبنای لباس محلی آنها قابل شناسایی است. در آرامگاه داریوش بزرگ سنگ نبشتهای پشت نقش شاه و همچنسن میان دو نیمه ستون مرکزی دیده میشد که در آن از یکایک تخت رانان نام برده شده ، در این سنگ نبشته داریوش بزرگ خود را معرفی کرده و سپس میگوید: " ... داریوش شاه گوید : بخواست اهورامزدا این است سرزمینی هایی که بجز پارس بر آنها فرمان راندم ، مرا خراج گذاردند ، آنچه از سوی من به آنها گفته شد انجام دادند ، قانون من است که آنها را نگه داشت : ماد ، ایلام (عیلام) ، پارت ، هرات (آریا) ، بلخ ، سُغد ، خوارزم ، زَرَنگ ، رُخَنج ، سَتَه گوش ، قندهار ، هند ، سکاهای هو نوش ، سکاهای تیز خود ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاپادوکیه ، سارد ، یونان ، سکاهای آن سوی دریا ، مقدونیه ، یونانیهای سپر بر سر ، لیبی ، حبشه ، مکا ، کاریها. .... اگر میاندیشی که چند است شمار کشورهایی که داریوش شاه زیر فرمان داشت ، پس نگارهها را بنگر که اورنگ مرا بر دوش دارند ، آنگاه خواهی دانست که نیزهی مرد پارسی بسی دورتر جای رفته است و بسی دور از پارس رزم جسته و نبرد آورده است. گوید داریوش شاه : آنچه انجام شد ، همه را بخواست اهورامزدا کردم ، اهورامزدا مرا یاری داد ، اهورامزدا مرا و سرای شهریاریام و این کشور را از آسیب دور بدارد. این را من از اهورامزدا خواهانم ، این را اهورامزدا بمن بدهد. ای مرد فرمان اهورامزدا برایت ناگوار نباشد ، راه راست را ترک نکن ، خشونت نکن. " ضمنا با کمی دقت میتوان دید که پایههای اورنگ شاه چند انگشتی از زمین بلند شده است ، یعنی به حرکت در آمده است. بخش مربع شکل میانی آرامگاه که در همهی آرامگاهها یکسان است بنای جلویی یک ایوان از کاخ هخامنشی را نشان میدهد. ستون هایی نیز دیده میشود كه دارای سرستون گاو دو سر مانند سرستونهای پارسه (تخت جمشید) است. تعدادی شیر غـُران در پایین نقشها دیده میشود كه با یك دسته گل نیلوفر آبی (لوتوس) تزیین شده است. درگاهی میان دو ستون میانی که به داخل آرامگاه راه دارد به چهار بخش افقی تقسیم شده است. سه بخش بالایی از سنگ بوده و بخش پایینی به عرض 1/5 متر از دو لنگه در تشکیل شده که بر پاشنهی در میگشتند. بیشک برای این بوده که در آرامگاه پس از دفن شاه برای همیشه بسته شود ، اما با گذشت زمان و شاید اندکی پس از شاهنشاهی هخامنشی آرامگاهها یکی پس از دیگری گشوده شده و آثار گرانبهایی که در آنها بوده به تاراج رفته. داخل آرامگاهها با هم اندکی تفاوت دارند ، ولی به طور کلی از دو یا سه دهلیز با سقف مقعر به پهنای 2 متر و درازای 5 تا 8 متر و ارتفاع 4 متر از کف آرامگاه تشکیل شده اند. در هر دهلیز یک تابوت تو خالی از دو قطعه سنگ قرار دارد. یکی برای جسد بوده و دیگری درپوشی محدب شکل که روی تابوت گذاشته شده بود. راهروی داخل آرامگاه داریوش بزرگ به درازای 18/72و پهنای 3/70 متر است. در این آرامگاه 9 تابوت سنگی وجود دارد كه در یك ردیف از سنگ كنده شده و به داریوش بزرگ (داریوش اول) ، شهبانو و دیگر بستگان او تعلق دارد. درازا این تابوتها 2/10 ، ژرفای آنها 1/5 و پهنای آنها هم 1/5 متر میباشد و ضخامت سنگ هر یك حدود 72 سانتیمتر است. شاهان هخامنشی اردشیر دوم (هخامنشی) اردشیر سوم (هخامنشی) اردشیر یکم (هخامنشی) ارشک (شاه هخامنشی) ب بردیا خ خشایارشا خشایارشای دوم د داریوش دوم داریوش سوم داریوش یکم سغدیانوس کمبوجیه کمبوجیه اول کوروش بزرگ کوروش یکم سرزمین مصر در سال 525 پیش از میلاد به تصرف «کبوجیه / کمبوجیه دوم»، دومین پادشاه هخامنشی درآمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را بازیابند و یک بار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه ی اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینه ی مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود. از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آن ها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیه ی مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهم ترین آثار به جای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است. ادامه مطلب + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:48 توسط دانیال | نظر بدهید تمدن و فرهنگ هخامنشی شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است . چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند . شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است. لباس ویژه شاهنشاه شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند . شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد . کشورداری داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود. از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند. اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند . در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت . سپاه ایران سپاه جاویدان پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند . لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند . اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند . ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه هرودت می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که : راست بگویند راست بر اسب سوار شوند راست تیر بیندازند . از زمان داریوش دوم ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یافتند و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید . در ایران از زمان کوروش گردونه های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند . نیروی دریایی : در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای فینیقی و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی بود : اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند. دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت . سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل خوار و بار استعمال می شد . میراث تمدنهای گذشته دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت . بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود . آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند . ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند . + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:45 توسط دانیال | نظر بدهید وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبار ها را که از سنگ ساخته می شود وبه شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبار ها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبار ها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و توباید بعد از من به ساختن انبار های غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبار ها موجود باشد . و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبار ها برای تامین کسری خواروبار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوغه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود . هرگز دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است . چون اگر دوستان وندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی . کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی . با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن ، و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت . افسران وسربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنویسند تا اینکه فهم وعقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش . اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید . بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم . بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هرزمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، که من پدر تو پادشاهی مقتدربودم و بر بیست وپنج کشور سلطنت میکردم ،مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد . زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست وپنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور وخود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا ینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد . و رای صادر نماید . زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد . هرگز از آباد کردن دست برندار . زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازی را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند ، کردم . تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:38 توسط دانیال | نظر بدهید از فروهر چه می دانید ؟ نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست. فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد. امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است: 1- سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند. 2- دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم. در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند. 3- بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند. همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود. 4- دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد. 5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)  ددید پدرانی را كه پسران‌شان آنان را دوست می‌داشتند؛ برادرانی را كه به برادران‌شانمهر می‌ورزیدند؛ و نیز خواهید دید كسانی را كه راه‌های دیگری اختیار كرده‌اند. درمیان اینان و آنان،‌ كسانی را سرمشق خود قرار دهید كه راه‌شان را خوب رفته‌اند. اگرچنین كنید، شما عاقل‌اید.» کورش کبیر و همسرش آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد ساخت ، ساخته شد. آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش بزرگ در ایران پایه گذاری کرد. آیا میدانید : بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و به این دلیل که فرعون مصر از ایرانیان عذر خواهی نکرده و به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، کمبوجیه با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد و به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود. آیا میدانید : داریوش بزرگ با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند برگذیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد. آیا میدانید : داریوش بزرگ طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بداند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگذین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید). آیا میدانید : داریوش در پاییز و زمستان 518 – 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد. آیا میدانید : داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بود آزاد کرد بعد از چند هزار سال هنوز رو پان ستونای تخت جمشید دستتون به خاک من نمی رسه دولتای غرب وحشی به ایران اعتقاد دارم من به قد قرآن گربه ی محجوب ما یه ببر غران حروف بسیج شدن همه پشت هم واژه ها نیزه به دست همه پشت من ملحق شو به سپاهم حتی اگه جا نیست کلمات می باره و می شه همه جا خیس هوای آلوده پاک می شه همیشه بعد باران من مبارزم یه فدایی از سر بداران امشب چه سرده یاران ای رهسپاران یه قدری آرام خون ما رو خوردن این کافر دلان به سخره گرفتن از کیش تا مازندران خیال بافی دیگه بسته دیوانه ها این خاک نخواهد افتاد دست بیگانه ها با این چند نفر کردید خسته ایران ما پس جاتون درکه جاهای پست و ویرانه ها نمی تونی ببری یه ذره از خاک ما بر دوش قصد انحراف داره مردی با تمثال ضحاک مار بر دوش ما رو ببین همگی جوون و پیر متحدیم وای بر بوش مردی که به اسم صلح می پاشه بذر نفاق بدون ایرانی ها همه دارن نذر که دفاع کنند از خاکشون همگی به قصد رفاه همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع دیدی ایران منو تو هشت سال نتونستن بگیرن ابر قدرتا دوستی و صلح بابا بهتره نده هدر فرصت ها لشکرت با هر عظمتی جلوی ایران نابوده هر چند نمی خوایم بشه دستامون به کشتن آدمای بی ایمان آلوده خونت، خونت دستامو کثیف کرد حالا وقت شستن دستامه حریف همه سیصد نفرتون یکیه، رستم دستانه چند سال تو تخیلات می بینید که رشد داشتید ایران رو تو تخیلاتتون بگیرید و خوش باشید پای مرز ایران رفت روح آرش کمان دار روییده از نسل چند صد آدم تواندار متعصب تریم مواقع بدها ما آره اینه عواقب جنگ با ما با ایران بازی نکن این راه نجاته بدبخت ما همه ایرانییم ،آریاییست نژاد برتر ضد ضحاک پا می شم من مثه کاوه ی آهنگر همه پشت منن برسه بگوششون فقط کافیه آهنگم مارو بکش، تمدنه که زنده است اما چیزی که می مونه تنفر یه عده است قرن ها می گذره اما گفتار، کردار، پندار که یکدست مونده و سینه سینه رسیده به این نسل من، من کنار وای می ستم ببر ما خودش حاضره چه مردایی واسه این خاک جون دادن خدا خودش ناظره همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع همه بر پا که خاک پاک ما که چند هزار سال قدمت داره داره به دست ظالم می شه ضایع امسال واسه من سال کورش کبیره دشمن ایران کور بشه بمی ره خشایارها این خاک رو با جون و دل حفظش کردن با خون دل قانون مدنی مدیون به کورش ما پس به دشمن ایران بگو کور بشه ها ایرانیا نوشتیم اولین اعلامیه حقوق بشر فیلم شما لعنتیاس دروغ به بشر بدون مجازات داره این کاری که تو کردی سیاستت بود این از فیلم اون از کاریکاتور اگه ایرانیا مسخره کردن دارن پس چرا مسندهای بزرگ دنیا مثه ناسا می چرخن رو دست ما من شنیده بودم مردی با عدد مثله سیصد شما دنیا رو تغییر می ده اما کلی بیشتر از شما چیزی مثه سیصد و سیزده نفر از یاران امام آخر ما خواهند جنگید به نام دین و به نام باور ما یگانه یاور ما دنیا رو می گیره و تغییر می ده اما دیره نمی دونم چرا خدا تو اومدنش تاخیر می ده از اون روز تو پس بترس از ترس بلرز از دست من خستم چه من از قصد می گم من هزار بار هفت هزار سال رفت به تاراج من ایرانیم مثه دماوند محکمم آزاد مردی می خوام اهدافم محترم بگم نمی تونی بگذری از ما در کل به آسانی نابود شی بشکنه، سمبل آزادیت این کافرا اسم ایران رو با این کارشون بردن زیر سؤال اسمشو با سؤال خط زدن، اما بارون میاد می رسه به پاش مطمئن باش پشت داستان سیصد کلکه یادم باشه یه حسابی داریم سیصد طلبت + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:58 توسط دانیال | نظر بدهید آرامگاههای شاهان هخامنشی 1. آرامگاه خشایارشا ( 0445-486 پیش از میلاد) : آرامگاه تکی در دیوارهی زاویهی کوه که نقش برجستهی این آرامگاه ار لحاظ سنگ تراشی از ظرافت خاصی برخوردار است ، زیرا در زمان این شاه هنر هخامنشیان به اوج تکامل خود رسیده بود. 2. آرامگاه داریوش بزرگ (486-522 پیش از میلاد) : نخستین آرامگاه بر دیوارهی روبه رویی کوه در سمت راست. 3. اردشیر اول (424-465 پیش از میلاد): آرامگاه بعدی در سمت چپ آرامگاه داریوش بزرگ مربوط به اردشیر اول است که پس از خشایارشا بر تخت نشست. 4. داریوش دوم (405-424 پیش از میلاد): سومین و آخرین آرامگاه در سمت چپ بر دیوارهی روبرو. نمای جلویی آرامگاهها چه در نقش رستم چه در پارسه (تخت جمشید) ، سه بخش افقی دارد ، بخش بالایی به نمایش یک صحنه از مراسم دینی و درباری اختصاص یافته ، بخش مستطیل شکل میانی به شکل چلیپای بزرگی به تمامی نما داده و ورودی آرامگاه است و بخش پایینی صاف و خالی از نقش است. در بخش بالایی نقش شاه دیده میشود که لباس پارسی به تن دارد که در سمت چپ روی یک سکوی سه پلهای ایستاده است و به شعلهها آتش روبروی خود مینگرد ، در دست چپ کمان گرفته و دست راستش را با کف باز به سوی آتش بلند کرده است. در گوشهی بالا سمت راست ، نشان گردی است با خط منحنی که شاید مظهرخورشید و هلال ماه باشد ، در بالای همان ، نقش انسان بالدار ( فر شاهی به نظریهی شاپور شهبازی) دیده میشود ، و شماری از افسران پارسی و مادی یا بزرگزادگان ایرانی در کنار ایستادهاند. هم شاه و هم آتشدان روی تخت شاهی قرار دارند که نمایندگان 28 کشور تابعه به عنوان تخت رانان آن را روی دستهای خود بلند کردهاند. زادگاه یکایک تخت رانان بر مبنای لباس محلی آنها قابل شناسایی است. در آرامگاه داریوش بزرگ سنگ نبشتهای پشت نقش شاه و همچنسن میان دو نیمه ستون مرکزی دیده میشد که در آن از یکایک تخت رانان نام برده شده ، در این سنگ نبشته داریوش بزرگ خود را معرفی کرده و سپس میگوید: " ... داریوش شاه گوید : بخواست اهورامزدا این است سرزمینی هایی که بجز پارس بر آنها فرمان راندم ، مرا خراج گذاردند ، آنچه از سوی من به آنها گفته شد انجام دادند ، قانون من است که آنها را نگه داشت : ماد ، ایلام (عیلام) ، پارت ، هرات (آریا) ، بلخ ، سُغد ، خوارزم ، زَرَنگ ، رُخَنج ، سَتَه گوش ، قندهار ، هند ، سکاهای هو نوش ، سکاهای تیز خود ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، کاپادوکیه ، سارد ، یونان ، سکاهای آن سوی دریا ، مقدونیه ، یونانیهای سپر بر سر ، لیبی ، حبشه ، مکا ، کاریها. .... اگر میاندیشی که چند است شمار کشورهایی که داریوش شاه زیر فرمان داشت ، پس نگارهها را بنگر که اورنگ مرا بر دوش دارند ، آنگاه خواهی دانست که نیزهی مرد پارسی بسی دورتر جای رفته است و بسی دور از پارس رزم جسته و نبرد آورده است. گوید داریوش شاه : آنچه انجام شد ، همه را بخواست اهورامزدا کردم ، اهورامزدا مرا یاری داد ، اهورامزدا مرا و سرای شهریاریام و این کشور را از آسیب دور بدارد. این را من از اهورامزدا خواهانم ، این را اهورامزدا بمن بدهد. ای مرد فرمان اهورامزدا برایت ناگوار نباشد ، راه راست را ترک نکن ، خشونت نکن. " ضمنا با کمی دقت میتوان دید که پایههای اورنگ شاه چند انگشتی از زمین بلند شده است ، یعنی به حرکت در آمده است. بخش مربع شکل میانی آرامگاه که در همهی آرامگاهها یکسان است بنای جلویی یک ایوان از کاخ هخامنشی را نشان میدهد. ستون هایی نیز دیده میشود كه دارای سرستون گاو دو سر مانند سرستونهای پارسه (تخت جمشید) است. تعدادی شیر غـُران در پایین نقشها دیده میشود كه با یك دسته گل نیلوفر آبی (لوتوس) تزیین شده است. درگاهی میان دو ستون میانی که به داخل آرامگاه راه دارد به چهار بخش افقی تقسیم شده است. سه بخش بالایی از سنگ بوده و بخش پایینی به عرض 1/5 متر از دو لنگه در تشکیل شده که بر پاشنهی در میگشتند. بیشک برای این بوده که در آرامگاه پس از دفن شاه برای همیشه بسته شود ، اما با گذشت زمان و شاید اندکی پس از شاهنشاهی هخامنشی آرامگاهها یکی پس از دیگری گشوده شده و آثار گرانبهایی که در آنها بوده به تاراج رفته. داخل آرامگاهها با هم اندکی تفاوت دارند ، ولی به طور کلی از دو یا سه دهلیز با سقف مقعر به پهنای 2 متر و درازای 5 تا 8 متر و ارتفاع 4 متر از کف آرامگاه تشکیل شده اند. در هر دهلیز یک تابوت تو خالی از دو قطعه سنگ قرار دارد. یکی برای جسد بوده و دیگری درپوشی محدب شکل که روی تابوت گذاشته شده بود. راهروی داخل آرامگاه داریوش بزرگ به درازای 18/72و پهنای 3/70 متر است. در این آرامگاه 9 تابوت سنگی وجود دارد كه در یك ردیف از سنگ كنده شده و به داریوش بزرگ (داریوش اول) ، شهبانو و دیگر بستگان او تعلق دارد. درازا این تابوتها 2/10 ، ژرفای آنها 1/5 و پهنای آنها هم 1/5 متر میباشد و ضخامت سنگ هر یك حدود 72 سانتیمتر است. شاهان هخامنشی اردشیر دوم (هخامنشی) اردشیر سوم (هخامنشی) اردشیر یکم (هخامنشی) ارشک (شاه هخامنشی) ب بردیا خ خشایارشا خشایارشای دوم د داریوش دوم داریوش سوم داریوش یکم سغدیانوس کمبوجیه کمبوجیه اول کوروش بزرگ کوروش یکم سرزمین مصر در سال 525 پیش از میلاد به تصرف «کبوجیه / کمبوجیه دوم»، دومین پادشاه هخامنشی درآمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را بازیابند و یک بار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه ی اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینه ی مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود. از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آن ها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیه ی مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهم ترین آثار به جای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است. ادامه مطلب + نوشته شده در 88/06/20ساعت 15:48 توسط دانیال | نظر بدهید تمدن و فرهنگ هخامنشی شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است . چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند . شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است. لباس ویژه شاهنشاه شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند . شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت . فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد . کشورداری داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود. از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند. اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند . در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت . سپاه ایران سپاه جاویدان پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند . لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند . اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند . ایرانیان در تیر اند

    نویسنده : حامد قاسمي بازدید : 677 تاريخ : يکشنبه 4 تير 1391 ساعت: 18:22
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها