کومت هخامنشيان پس از کشته شدن کـــوروش بـــــزرگ

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب


    Top Blog
    وبلاگ برتر در تاپ بلاگر


    Google

    در اين وبلاگ
    در كل اينترنت

    كورش كبير

    كورش كبير

    چاپ این صفحه

    جدیدترین قالبهای بلاگفا


    جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    کومت هخامنشيان پس از کشته شدن کـــوروش بـــــزرگ

    در روایتی آمده است کوروش بزرگ درسال 528 پیش از ميلاد بدست وحشيانی که از شمال به ايران حمله کردند کشته شد.او در اين هنگام دو پسر داشت به اسم های کموجيه و برديا ، کمبوجيه پسر بزرگ کوروش بود به همين خاطر پس ازمرگ پدر به پادشاهی رسيد. او پس از رسيدن به قدرت تصميم گرفت کار نيمه تمام پدر خود را به اتمام برساند و به مصر حمله کند او می دانست که حمله به مصر به خاطر طولانی بودن راه و گرفتاری های جنگ ممکن است سال ها طول بکشد. کمبوجيه می ترسيد که درغيابش برادر او حکومت را از چنگ او در آورد بخاطر همين قبل ازحمله به مصر دست به کاری زشت و ناپسند زد! او دستورداد تا مخفيانه برادرش را به قتل برسانند.
    اوحکومت را به يک مغ (روحانی زرتشتی) سپرد زيرا به او خيلی اعتماد داشت و خود با سپاهيانش راهی مصر شد.کمبوجيه توانست در چندين جنگ سرتاسر مصر را به تصرف خود درآورد و آن را جزء قلمرو ايران کند در اين موقع کشور ايران بسيـار بزرگ شد به طوری که قلمرو ايران آن زمان درحال حاضر به 15 کشور تبديل شده است.تصرف مصر کمبوجيه را مغرور کرد به همين خاطر او تصميم گرفت به سرزمين های ديگر آفريقايی نيز حمله کند.اما اين کار او بسيار اشتباه بود زيرا سربازان ايرانی را گرفتار بيابان های آفريقا کرد و بسياری ازسربازان در آن بيابان ها تلف شدند او پس از سال ها تصميم گرفت به ايران برگردد اما ديگر بسيار دير شده بود!
    برگشت کمبوجيه به ايران بيش از اندازه طول کشيد مغی که درغياب کمبوجيه ايران را اداره می کرد و از مردم ماد بود به وسوسه افتاد که حکومت را از چنگ کمبوجيه درآورد اين روحانی يک برادر داشت که شباهت زيادی به برديا داشت و اسمش گئومات بود او به مردم اعلام کرد که چون کمبوجيه آمدنش به ايران طول کشيده و چون ممکن است ديگر به ايران برنگردد به همين خاطر حکومت را به دست برادر کمبوجيه می سپارد.
    گئومات (برديا دروغين) به محض رسيدن به قدرت برای جلب رضايت مردم ماليات چند سال را به مردم می بخشد.کمبوجيه درحال برگشت به ايران بود که خبر به پادشاهی رسيدن برادرش به او رسيد کمبوجيه که خود برادرش را کشته بود از اين خبر مات و مبهود می شود و مشهور است که از شدت خشم و غضب دست به خودکشی می زند ولی روايت های ديگری هم وجود دارد که او درمسير برگشت در اثر اتفاقی کشته می شود.





    در هر صورت وقتی خبر مرگ کمبوجيه به ايران می رسد گئومات بسيار خوشحال می شود و پادشاهی خود را قطعی می داند اما بعضی از بزرگان پارس که در راس آنها داريوش کبیر قرار داشت می دانستند که کمبوجيه برادر خود را کشته و اين کسی که به اسم برديا به قدرت رسيده قطعاَ برادر او نيست. موضوع را با بسياری درميان می گذارند وقتی حقيقت آشکار می شود شورشی به راه می افتد که رهبری آن را داريوش برعهده می گيرد. داريوش با حمله به کاخ سلطنتی ، گئومات را به قتل می رساند و چون ديگر از کوروش بزرگ پسری باقی نمانده بود تا پادشاهی را به دست بگيرد ، داریوش خود به سلطنت رسيد و چون او از بستگان کوروش کبیر بود همان سلسله هخامنشيان را ادامه می دهد.





    دوران سلطنت داريوش کبیر ازسال 522 تا سال 486 پیش از ميلاد

    کوروش و داريوش بزرگ ترين پادشاهان هخامنشی و حتی می توان گفت بزرگ ترين پادشاهان ايران در طول تاريخ بودند. زمانی که داريوش به پادشاهی رسيد مخالفان بسياری داشت او جنگ های متعددی با مخالفان خود انجام داد و همه آنها را سرکوب نمود. حتی حاکمی را که کمبوجيه از طرف خود برای مصر تعيين کرده بود برعليه داريوش دست به شورش زد ، به همين خاطر داريوش بزرگ به مصر حمله کرد و حاکم آن را کشت و دوباره مصر تحت فرمان حکومت مرکزی ايران درآمد. داريوش در کتيبه بيستون که برديواره کوه کنده شده وهنوزهم پابرجا است ، به خط ميخی چگونگی تمام اين جنگ ها و پيروزی های خود را نوشته است.





    داريوش پس از تصرف دوباره مصر دستور داد تا با کانال دريای سرخ را به دريای مديترانه متصل کنند تا کشتی های ايرانی آسوده تر به قسمت های مختلف مصر دسترسی داشته باشند. اين يکی ازعجيب ترين کارهايی بود که در دنيای آن روز انجام شده بود ، به دستور داريوش بزرگ کتبه ای سنگی در کنار اين کانال نصب کرده بودند که چگونگی کندن کانال بر روی آن نوشته شده بود. بعدها اين کتيبه به زير خاک رفت. زمانی که فرانسوی ها کانال سوئز رابه شکل امروزی آن می کندند اين کتبه را از زير خاک درآوردند و درحال حاضر دريکی از موزه های فرانسه نگهداری می شود.





    اما کار اصلی داريوش که باعث شهرت او درجهان شد به خاطر جنگ هايش نبود ، بلکه مربوط به چگونگی کشور داريش بود. داريوش بزرگ کشوری را اداره می کرد که بزرگترين کشور جهان آن روز بود! و تا آن زمان کشوری به آن بزرگی درجهان وجود نداشت! مسلماَ اداره چنین کشوری که امروزه به 15 کشور تبديل شده است دردنيای آن روز کاری بسيــار سخت و غير ممکن به نظر می رسيد. اما داريوش کبیر اين کار را ممکن ساخت. بسياری ازکارهايی که داريوش در زمينه کشور داری انجام داد ، اختراع خودش بود و تا آن زمان درجهان سابقه نداشت و بعدها تمام کشورهای جهان نحوه کشور داری را از او و ايرانيان یاد گرفتند ، به همين خاطر تمدن ايران در زمان هخامنشيان تمدن برتر جهان بود و تمام جهانيان بسياری از امور را از ايران تقليد می کردند.





    داريوش بزرگ برای اداره بهتر کشور ، آن را به استان های مختلف تقسيم کرد و برای هر استان يک شهربان(استاندار)انتخاب کرد(همانند کوروش بزرگ). آنگاه تمام استانها را با جاده به هم متصل کرده و به فاصله يک روز پياده روی در جاده ها مسافرخانه درست کرد. او دستور داد در داخل هر مسافرخانه سربازی با خانواده اش زندگی کند. اسبی تندرو هم دراختيار آن سرباز بود. هرگاه در گوشه ای ازکشور اتفاق مهمی می افتاد ، استاندار آن و يا ماموران مخفی داريوش خبر را به يک سوار کار می دادند و او بدون لحظه ای درنگ خود را به اولين مسافرخانه می رساند، در حالی که خودش و اسبش به شدت خسته بودند نامه را به سربازی می دادند که درآن مسافرخانه زندگی می کرد. او نامه را گرفته و برروی اسب خود می پريد و با سرعت خود را به مسافرخانه بعدی می رساند به اين ترتيب نامه که می بايد طی چند ماه به دست داريوش برسد ظرف چند هفته به دستش می رسيد! و داريوش کبیر از گوشه کنار کشور باخبر می شد.





    بعدها بسياری از کشورها اين کار داريوش را تقليد کردند. در زمان داريوش به آن سازمانی که نامه ها را حمل می کرد "بريد" و به کسانی که نامه راحمل می کردند "چاپار" و به آن مسافرخانه ها ، "چاپارخانه" می گفتند.

    به دستور داريوش کبیر درشهری به اسم "پارسه" بزرگترين کاخ هخامنشيان يعنی "تخت جمشيد" ساخته می شود. درساخت اين کاخ هزاران معمار هنرمند و کارگر ، کار می کردند. اما به گواهی تاريخ هيچ برده ای در آنجا کار نکرد و همه کسانی که درآنجا کار می کردند حقوق می گرفتند. هخامنشيان علاوه بر "تخت جمشيد" دو پايتخت ديگر هم داشتند ، به اسم شوش که زمستان ها و اکباتان که تابستان ها از آن استفاده می کردند.



    پیروز باشید 

    نویسنده : حامد قاسمي بازدید : 640 تاريخ : دوشنبه 5 تير 1391 ساعت: 13:47
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها